درباره نویسنده
مهرداد عباسیان
اسم من مهرداد هستش و متولد شهر اردبیل هستم رشتمم حسابداری مالی هستش مسلمان و شیعه هستم هدفم از ایجاد این وبلاگ بیشتر خندوندن کسایی هست که به وبلاگ من سر می زنن امسال هم تو کنکور شرکت می کنم
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • مهرداد عباسیان
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • فراموشخانه نخستین لژغیررسمی در ایران
  • فراماسونری
کلمات کلیدی مطالب
  • اروپا (۱)
  • انگلیس (۱)
  • اروپای غربی (۱)
  • فراماسون (۱)
  • فراموشخانه (۱)
  • گنوستیک (۱)
  • میرزا ملکم (۱)
  • فرماسونری در ایران (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩٠
دوستان من
     
کدهای اضافی کاربر



تشریح فریماسونری
فراموشخانه نخستین لژغیررسمی در ایران
نویسنده: مهرداد عباسیان - دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠

 

برخلاف فراماسون‌های مورد اشاره که به عضویت این نهاد درآمدند و راه انحراف در پیش گرفتند یا فراماسون شدن‌شان محدود به چند صباح زندگی در غرب شد. در دور دوم شاهد فراماسون‌هایی هستیم که مانند روشنفکران عصر روشنگری اروپا از این نهاد برای بیدار ساختن ملت ایران بهره می‌برند. روشنفکرانی از قبیل آخوندزاده، سیدجمال‌الدین، مستشارالدوله، میرزاملکم و... از جمله چهره‌های سرشناسی بودند که به فراماسونری پیوستند. میرزا ملکم‌خان معروف به ناظم‌الدوله فرزند میرزا یعقوب از ارامنه اصفهان بدون تردید نخستین ایرانی بود که تلاشی آگاهانه به منظور برقراری شعبه‌ای از فراماسونری (در اصطلاح آن را فراموشخانه یا خانه فراموشی می‌گویند) در ایران به عمل آورد. او در 10سالگی به پاریس رفت و علوم طبیعی و مهندسی را فراگرفت و پس از بازگشت به ایران در دارالفنون مشغول تدریس شد. ملکم برای بیداری ایرانیان و ادامه فعالیت‌هایش استفاده از کارکردهای لژ فراماسون را برگزید. او با تیزهوشی دریافت که فراموشخانه بهترین ابزار برای پی‌ریزی جامعه‌ای است که او خواهانش بود. از این رو با کمک پدرش که از سرآمدان زمانه بود در سال 1274 ق این نهاد را تاسیس کرد.

 

ملکم خان فردی آگاه با علم و معلومات روز آشنا، آزادیخواه و پول‌پرست بوده است. اما آنچه در دوره حضورش در ایران در خور اهمیت است، انگیزه‌هایی است که او را به تاسیس این نهاد وا داشت. نکته‌ای که در مورد ملکم نباید فراموش کرد این است که او در دوران تحصیلش در فرانسه وارد لژها نشد و سال‌ها بعد هنگامی که به همراه فرخ‌خان امین‌الدوله در مقام مشاور و مترجم برای مذاکره با انگلیسی‌ها بر سر قضیه هرات به پاریس رفته بود، به لژ «سن سیر آمیته» پیوست. از این زمان به بعد دلبسته فراموشخانه شد و بلافاصله بعد از ورود به ایران با استفاده از فضایی که ناصرالدین شاه برای اصلاحات به وجود آورده بود به تشکیل آن اقدام کرد. بنابر برخی روایات، شاه هم به عضویت آن درآمد و لقب استادی گرفت!

 

میرزا ملکم و پدرش برای مشروعیت بخشیدن به فراموشخانه و خنثی کردن اقدامات مخالفان آزادی، بسیاری از رجال سرشناس از جمله جلال‌الدین میرزا و اویس میرزا از شاهزادگان قجری را به عضویت درآوردند. به علت فقدان هر نوع مجمع و گروه سیاسی، فراماسونری مورد استقبال اقشار مختلف مردم از جمله رجال سیاسی و محصلان دارالفنون قرار گرفت. در این محفل بیشتر مساله استبداد، آزادی، قانون و اصلاحات اقتصادی برای نجات کشور از فقر و فلاکت مورد بحث قرار می‌گرفت. یکی دیگر از مسائل مهم در این نهاد ذکر پیشرفت‌های غرب و پی بردن به راز عقب‌ماندگی ایران بود. جلسات فراماسون‌ها در خانه جلال‌الدین برگزار می‌شد و گردانندگان اصلی آن میرزا یعقوب و ملکم بودند. فراموشخانه در آن جامعه بسته و سراسر اختناق ناصری و فساد و عقب‌ماندگی که ایران در آن دست و پا می‌زد، نسیمی بود که بوی افکار نو و ترقی را با خود داشت. با توجه به گرایش روشنفکران و وطن‌پرستان به فراموشخانه جهت روشنگری و بیداری اذهان شاید بی‌انصافی باشد گفته رایین مبنی بر جاسوس بودن اعضای فراموشخانه را بپذیریم. فراموشخانه ملکم یک لژ رسمی بین‌المللی نبود بلکه تنها در بین روشنفکران ایرانی رسمیت داشت و هیچ ارتباطی با لژهای بین‌المللی نداشت که بخواهیم آن را پیرو سیاست‌های دیکته شده غرب بدانیم. آنچه موجب شد به فراموشخانه برچسب جاسوسی بزنند، اقدامات بعدی ملکم بود. شرکت او در قراردادهای تجاری از جمله لاتاری به مقام و شهرت سیاسی‌اش لطمه وارد آورد. این عمل از یک سو تمام فعالیت‌ها و روشنگری‌هایش را زیر سوال برد و از سوی دیگر حربه مناسبی در اختیار مخالفانش قرار داد تا او را جاسوس و ابزار دست انگلیسی‌ها معرفی کنند. عمر فراموشخانه چندان به درازا نینجامید و مخالفان درون مرزی مانند کسانی که با اندیشه‌های نو ناسازگار بودند و نیروهای برون مرزی مانند روس‌های تزاری که از نشر افکار آزادیخواهی بیم داشتند، ناصرالدین شاه را در برابر فراموشخانه برانگیختند. البته روایت شده که شاه از رواج زمزمه جمهوری‌خواهی و مشارکت مردم در امور حکومت از سوی اعضای فراموشخانه وحشت داشت، ترویج این ایده گناهی نابخشودنی بود. از این رو دنبال بهانه‌ای می‌گشت تا آن را تعطیل کند. شورش‌هایی که در اثر فقر در پایتخت رخ داد، بهانه مناسبی به مخالفان داد تا شاه را قانع کنند این هرج و مرج نتیجه تبلیغات فراماسون‌هاست. به همین جهت شاه در سال 1278 اعلام کرد: «در این روزها به عرض رسید که بعضی از اجامر و اوباش شهر گفت‌وگو و صحبت از وضع فراموشخانه یوروپ می‌کنند و به ترتیب آن اظهار میل می‌کنند... اگر بعد از این عبارت و لفظ فراموشخانه از دهن کسی بیرون بیاید تا چه رسد به ترتیب آن مورد کمال سیاست و غضب دولت قرار خواهد گرفت.» به این ترتیب فراموشخانه ملکم بسته شد و او به همراه پدرش به عثمانی تبعید شد. هر چند فراموشخانه ملکم را بستند اما تکاپوی پنهان دیگر هرگز از بین نرفت. پیروان او کوشش‌های خود در زمینه کسب آزادی را متوقف نکردند و «مجمع آدمیت» و «جامعه آدمیت» بر پایه ایده‌های او شکل گرفت.

منبع:تاریخ ایران

نظرات ()



فراماسونری
نویسنده: مهرداد عباسیان - دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠

فراماسونری یا فراموشخانه جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود. واژه فراماسونری احتمالاً از freestone mason گرفته شده. freestone mason در انگلیسی به معنی بنّای آزاد می‌دانند. کسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود، و ساختمانی که مرکز فعالیت ماسون‌هاست لژ نامیده می‌شود.

فراماسونری در ابتدا جنبشی لیبرال بوده است که مبتنی بر باز تولید اندیشه های گنوستیک در دوران پس از اصلاحات در اروپا بوده است.[۱]فراماسون ها با شعار «برابری، مساوات، برادری» نقش بزرگی در انقلاب های بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران  و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشته است.

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش های مذهبیان و محافظه کاران، گروه های بنیادگرا، مذهبیون بنیاد گرا و ملی گرایان شده است. همچنین مخالفت با نظام طبقاتی کشیشی مسیحیت، باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. این گروه ها فراماسونری را جنبشی الحادی و شیطانی معرفی می کنند.

همچنین منشا افسانه ای این جنبش(داستان معبد سلیمان) باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم های دیکتاتوری مانند نازی ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می پرداختند.

حجم عظیمی از نوشته‌های موجود در مورد فراماسونری موجود است که به چهار هزار کتاب و هزاران مقاله می‌رسد.با این همه بیشترین این نوشتارها به صورت افراطی نگارش شده اند: یا بی قید و شرط از فراماسونری دفاع می‌کنند و یا آنها را فرصت طلب و عامل انواع صدمات به جامعه می‌دانند.

منبع:ویکی پدیا

نظرات ()